خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
403
نهج البلاغة ( فارسي )
170 سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگامى كه عزم نبرد آن قوم را در صفين داشت . بار خدايا ، پروردگارا اين آسمان برافراشته و اين فضاى نگه داشته ، كه آن را جايگاه فرو شدن شب و روز قرار دادى و مكان سير خورشيد و ماه و مسير آمد و شد سيارات ساختى و ساكنانش جماعتى از ملايكه كه هيچگاه از پرستش تو ملول نمىشوند . و اى پروردگار اين زمين كه آن را قرارگاه مردم و جولانگاه خزندگان و ستوران و چيزهايى كه به شمار نمىآيند ، نمودى ، چه آنها كه ديده مىشوند و آنها كه ديده نمىشوند . اى پروردگار كوههاى استوار كه آنها را ميخهاى زمين قرار دادى تا از اضطرابش نگه دارد و تكيه گاه آفريدگانش گردانيدى ، اگر ما را بر دشمنان پيروز گردانيدى ، از جور و ستم دور دار و در راه حق استوار و پاى بر جا قرار ده و اگر دشمن را بر ما پيروزى دادى ، شهادت را نصيب ما كن و ما را از فتنهها در امان دار . كجاست آن مدافع صاحب غيرت ، كه به هنگام نزول حوادث ، نگهبان مردم خويش باشد . ننگ پشت سر شماست و بهشت رويارويتان . 171 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) ستايش باد خداوندى را كه آسمانى ، آسمان ديگر را بر او پوشيده ندارد و زمينى زمين ديگر را . از اين خطبه يكى به سخن آمد و به من گفت : اى پسر ابو طالب ، چقدر به خلافت آزمندى . گفتم : به خدا سوگند ، شما بدان آزمندتريد ، با آنكه از رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) دورتريد . و من از شما به خلافت مخصوصترم و به او نزديكتر . من حقى را طلبيدم كه از آن من بود و شما ميان من و حق من حايل شديد و مرا از آن منع كرديد . چون آن مرد را در برابر جمع با برهانى كه آوردم اين چنين مغلوب نمودم ، مبهوت بماند و ندانست كه مرا چه پاسخ دهد .